|
babaksh
|
||
وقتی آدمی
حکایت تردید نذر
به درگاه خدایانی است
که گویی مخلوق خویش را فراموش کرده اند
به جز ضریح گریه به کجا می توان دخیل بست ؟
منتظر بودم خدا بیاید و جهان را دگرگون کند و
به چشم بر هم زدنی کن فیکون اماندا آمد :
آدمی مغرور کشف وا ژه هاست
برای پایان دلتنگی خدا
هنوز زود است
من و تو و هر آدم دیگه توی این دنیای بزرگ سرگردون و حیرون داریم زندگی میکنیم همهء ما یه درد بزرگ
داریم یه غم که نمیدونیم چیه ! یه مدت دنبال دراگ میریم خودمون و توش غرق میکنیم یکی میره سراغ مشروب
یکی زن ها رو آغوش آرامش میدونه یکی کار و پول و میکنه زندگی اما همشون انسان و زده میکن.
از این شاخه و اون شاخه کردن چیزی بدشت نمیاد برای یه زندگی آروم و سالم یه راه هست خدا
اسلام واقعی نه اینی که دارن به خورد مردم میدن که فکر نکنم (گناهشو نمیخرم)یه رکعت نمازشون قبول باشه.
بیایم به دینه صلح و آرامش بپیوندیم
|
|